✅پرسش:
آیا در قضیه سقیفه بنی ساعده به جز امام علی و ان شش نفر کسی ار اصحاب به خلافت ابوبکر اعتراض نکرد؟
پاسخ:
ابان بن تغلب گوید: به امام صادق - علیه السلام - گفتم: فدایت شوم؛ آیا در اصحاب پیامبر - صلی الله علیه و آله و سلم - کسی بود که بر ابوبکر اعتراض کند، و نشستن او را در مجلس و مکان رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - تقبیح نماید؟
حضرت صادق - علیه السلام - فرمود: بله. دوازده نفر (از مهاجرین و انصار) بر ابوبکر اعتراض نمودند، آنان از مهاجرین عبارت بودند از: خالد بن سعید بن عاص - و او مردی از بنی امیه بود - و سلمان فارسی، و ابوذر غفاری، و مقداد بن اسود، و عمار بن یاسر، و بریده اسلمی.
و اما از انصار عبارت بودند از: ابوالهیثم بن التیهان، و سهل، و عثمان - دو فرزند حنیف - و خزیمة بن ثابت ذو الشهادتین، و ابی بن کعب و ابوایوب انصاری.
سپس حضرت فرمود: هنگامی که ابوبکر به منبر رفت این چند نفر با هم مشورت نمودند، بعضی گفتند: به خدا؛ او را از منبر رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - پائین می کشیم، و دیگران گفتند: به خدا، اگر چنین نمودید به هلاکت خود کمک کرده اید، در حالی که خداوند در قرآن کریم می فرماید: (و لا تلقوا بأیدیکم إلی التهلکة) [1] «و خود را با دست خود به هلاکت نیفکنید» پس بیائید زود برویم نزد امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب - علیه السلام - تا با او مشورت کنیم، و نظر او را جویا شویم و بدانیم چه باید بکنیم.
همگی به طرف آقا امیرالمؤمنین - علیه السلام - شتافتند و به او گفتند: یا امیرالمؤمنین؛ حقی را که شما از دیگران به آن سزاوارترید رها کرده اید؟ زیرا ما مکرر شنیدیم که رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - می فرمود: «علی با حق است و حق با علی، حق با علی به هر طرف که برود می رود و میل می کند» و ما قصد داشتیم برویم و او را از منبر رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - پائین بکشیم، ولی آمدیم ابتداءً با شما مشورت کنیم و نظر شما را جویا شویم و ببینیم ما را به چه چیز دستور می دهید. [2] .
حضرت امیر - علیه السلام - فرمودند: «به خدا قسم؛ اگر چنین کاری را می کردید کار شما با آنها به جنگ می کشید، ولی شما مانند نمک در غذا، و سورمه در چشم، باشید (هستید). به خدا قسم اگر چنین می کردید(کار) به جائی می کشید که نزد من می آمدید در حالی که شمشیرها را از نیام کشیده و آماده جنگ و کارزار شده اید، و در این صورت می آمدند و بالاجبار مرا وادار به مبایعت (با آن شخص) می کردند، و می گفتند بیعت کن وگرنه تو را می کشیم، و من ناچار می شدم که از خود دفاع کنم (و کشت و کشتار واقع می شد)
در حالی که پیامبر خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - قبل از وفاتشان به من - سراً - فرمودند: ای ابوالحسن، امت پس از من به تو غدر و خیانت خواهند کرد و عهد مرا (که مربوط به خلافت و جانشینی تو است) نقض خواهند نمود و تو نسبت به من به منزله ی هارون از موسی هستی، و امت پس از من کاری را که سامری و پیروان او با هارون و پیروانش کردند با تو خواهند کرد.
من گفتم: یا رسول الله، پس شما چه سفارشی به من دارید اگر چنین شد؟
حضرت رسول فرمودند: اگر یارانی را یافتی پس اقدام کن و با آنان جهاد کن، و اگر یارانی را نیافتی دست نگهدار، و خون خود را حفظ کن تا با مظلومیت به من ملحق شوی.
پی نوشت ها:
[1] سوره ی بقره آیه ی 195.
[2] البحارالانوار، ج 28، ص 191.
ترس از خدا به چه معناست_منهاج الرضا...
ما را در سایت ترس از خدا به چه معناست_منهاج الرضا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 265 تاريخ: سه شنبه 24 اسفند 1395 ساعت: 22:06